ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٦ - لغت
جسمانى كه خدا آفريده است نگاه نمىكنند كه سايههاى آنها بهراست و چپ، مىگردند و براى او در حال سجده هستند و تواضع مىكنند؟ و براى خداوند سجده مىكنند جنبندگانى كه در آسمانها و زمين هستند و فرشتگان كه تكبر ندارند. آنها از خداى بالاى سر خود مىترسند و امر خدا را انجام مىدهند.
قرائت:
ا و لم يروا: كوفيان- بجز عاصم- به تاء و ديگران به ياء خواندهاند و همچنين در سوره عنكبوت. قرائت ياء بخاطر اين است كه جملات سابق آن بصورت غيبت بكار رفته است. مثل «ان يخسف اللَّه بهم الارض. او يأتيهم، او يأخذهم» و قرائت تاء بخاطر اين است كه خطاب بعموم مردم است.
يتفيؤ: بصريان اين كلمه را بتاء و ديگران به ياء خواندهاند. بديهى است كه در اين مورد، مذكر و مؤنث يكسان است.
لغت:
تخوف: رو بكاهش گذاردن چيزهايى يا افرادى. اين حالت، حالتى است كه خطر هلاكت و نابودى دارد. چنان كه مىگويند: «تخوفه الدهر» يعنى: روزگار او را به هلاك تهديد كرد. شاعر گويد:
|
تخوف السير منها تامكاً قرداً |
كما تخوف عود النبعة السفن |
|
يعنى: راهپيمايى از كوهان فربه شتر، بتدريج كم كرد، چنان كه آهن از چوب مىتراشد.
تفيؤ: مصدر باب تفعل است از «فىء» يعنى بازگشت سايه، پس از آنكه نور خورشيد آن را از بين برده باشد.
«فىء مسلمين» يعنى اموال و غنائمى كه همواره بدست آنها مىرسيد. فرق ميان «فىء» و «ظل» اين است كه «ظل» سايهاى است كه خورشيد آن را تغيير نمىدهد و «فىء» سايهاى است كه خورشيد آن را زايل كند. شاعر گويد:
|
فلا الظل من برد الضحى تستطيعه |
و لا الفىء من برد العشى تذوق |
|