ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٩ - مقصود
كفر، بسيار مفيد و مؤثر است.
(أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها): آيا نمىبينند كه ما زمين را قصد مىكنيم و از اطراف آن مىكاهيم؟ در باره معناى اين جمله، اختلاف است:
١- ابن عباس و قتاده و عكرمه گويند: يعنى آيا كفار نمىبينند كه ما اطراف زمين را بوسيله مرگ اهلش كم مىكنيم؟ در حقيقت اين تعبير مجازى است. مقصود كم- كردن اطراف زمين نيست. بلكه مقصود كم كردن اهل زمين است از اطراف آن. مثل:
(وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ) (يوسف ٨٢: از اهل قريه سؤال كن). آيا نمىترسند كه همين عمل كاهش را نسبت به ايشان انجام دهيم؟
٢- عطا و مجاهد و بلخى گويند: يعنى علما و فقها و برگزيدگان را از اطراف زمين كم مىكنيم. نظير اين مطلب از ابن عباس و سعيد بن جبير و امام صادق (ع) نيز نقل شده است. عبد اللَّه بن مسعود مىگفت: مرگ عالم، رخنهاى است در اسلام كه تا شب و روز بر قرار است هيچ چيز آن را جبران نمىكند.
٣- حسن و ضحاك و مقاتل گويند: يعنى ما مسلمانان را كمك مىكنيم تا بفتوحاتى نائل آيند، در نتيجه اهل كفر، كم و اهل اسلام زياد مىشوند و بلاد شرك در قلمرو اسلام قرار مىگيرد.
ضحاك گويد: يعنى اهل مكه نديدند كه ما بلاد اطراف را براى محمد ٦ فتح كرديم؟! زجاج گويد: يعنى آيا مشركين نمىترسند كه سرزمين آنها را نيز مثل سرزمينهاى ديگر براى محمد ٦ فتح كنيم؟! اين معنى از ابن عباس نيز روايت شده است. قاضى گويد: اين معنى مناسبتر است، زيرا به وعده خداوند در باره اظهار و نصرت دين حق، متصل است.
٤- جبائى گويد: يعنى آيا نديدهاند كه چگونه آبادىها ويران، و زندگيها دستخوش مرگ و نيستى و زياديها دستخوش كمى مىگردند؟!( وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ): خداوند حكم مىكند و ميان حق و باطل جدا مىسازد و كسى را نرسد كه حكم او را نقض كند. اين معنى از ابن عباس است و مقصود