ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٧ - مقصود
خداوند، آمرزگار و رحيم است.
قرائت:
حسن «بالنجم» بضم نون قرائت كرده و جمع «نجم» است. مثل «سَقف و سُقف».
لغت:
مخر: شكافتن آب از چپ و راست. «ماخره» شكافنده آب. «مواخر» جمع. مخر نيز به معناى صداى وزش باد و به معناى شكافتن و دريدن شكم زمين است براى زراعت.
ميد: لرزيدن و بچپ و راست متمايل شدن.
علامت: نشان، اعم از خط، لفظ، اشاره يا شكل. نشان گاهى وضعى و گاهى برهانى و استدلالى است.
اعراب:
(أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ): محلا منصوب و مفعول له است. يعنى «كراهة ان تميد بكم»( أَنْهاراً وَ سُبُلًا): به تقدير «و جعل لكم انهاراً و سبلا» و مفعول به است. تقدير اين فعل بخاطر اين است كه عطف بر مفعول «القى» جايز نيست. مثل «علفتها تبناً و ماء بارداً» يعنى به حيوان كاه خورانيدم و آب سرد نوشاندم (به تقدير: و اسقيتها ماء بارداً).
شاعر گويد:
|
تسمع فى اجوافهن صرداً |
و فى اليدين جسأة و بدداً |
|
يعنى: صدايى كه از آنها مىشنوى از همبستگى و اتحاد خبر مىدهد، ولى در دست آنها علامت جدايى و تفرقه مىنگرى (يعنى و ترى فى اليدين).
علامات: عطف بر «انهاراً». برخى گويند: تقدير آن «و خلق لكم علامات» است.
مقصود:
اكنون خداوند به بيان ديگر نعمتهاى خود پرداخته، مىفرمايد:
(وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا): خداوند دريا را براى شما رام كرد و به شما امكان داد تا بدرون آن راه پيدا كنيد و چيزهاى سودمندى كه در آن است، استخراج و انواع ماهىها را صيد كنيد و از گوشت تازه آن بخوريد. كلمه