ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٢ - مقصود
|
بأى كتاب ام بأية سنة |
ترى حبهم عاراً على و تحسب |
|
يعنى: به چه كتاب يا سنتى محبت آنها را براى من ننگ مىپندارى؟! (در اينجا هم فعل دوم عمل نكرده است) مقصود از جمله «يمحو اللَّه ما يشاء و يثبت» شايد اين است كه خداوند احكام و شرايع را بر طبق مصلحت زمان، نسخ مىكند و تغيير مىدهد.
هر گاه «يثبّت» را به تشديد بخوانيم، دليل آن(أَشَدَّ تَثْبِيتاً) است (بقره، ٢٦٥) و هر گاه «يثبت» بدون تشديد بخوانيم، شاهد آن قول عايشه است: «كان رسول اللَّه اذا صلى صلاة اثبتها».
شأن نزول:
ابن عباس گويد: مردم پيامبر را سرزنش كردند كه زياد ازدواج مىكند و گفتند: اگر پيامبر بود، مشاغل پيامبرى او را از ازدواجهاى مكرر باز مىداشت.
از اينرو خداوند فرمود:(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ ...)
مقصود:
(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً): پيش از تو پيامبرانى فرستاديم و براى آنها زنان و فرزندانى قرار داديم و تعداد آنها بيشتر از تعداد زنها و فرزندان تو بود. سليمان داراى سيصد زن و هفتصد كنيز و داود داراى يكصد زن بود. اين مطلب از ابن عباس است. بنا بر اين نبايد داشتن همسران و فرزندان را بر تو عيب بشمرند.
در روايت است كه: امام صادق ع اين آيه را قرائت كرد سپس به سينه خود اشاره كرد و فرمود: به خدا ما ذريه پيامبريم.
(وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ): هيچ پيامبرى حق ندارد، آيهاى بياورد جز اينكه خداوند به او در اين باره اذن دهد.
(لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ): در باره اين جمله وجوهى گفتهاند:
١- يعنى براى هر مدتى كه مقدر شده، كتابى است كه آن مدت در آن ثبت است و هيچ آيهاى نيست جز اينكه داراى مدتى است كه خداوند در كتابى معين كرده و تابع