ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٠ - مقصود
(وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ): حجر، نام بلدى است كه مسكن قوم ثمود بود. آنها را اصحاب حجر گفتهاند، زيرا در آنجا مسكن داشتهاند. همان طورى كه اعراب باديه نشين را «اصحاب باديه» گويند.
قتاده گويد: حجر، نام واديى است كه اينها در آن سكونت داشتند، علت اين كه خداوند مىگويد: اصحاب حجر، رسولان را تكذيب كردند، در حالى كه آنها فقط صالح را تكذيب مىكردند، اين است كه: تكذيب صالح، يعنى تكذيب همه رسولان خدا، زيرا او مردم را بهمان چيزى دعوت مىكرد كه ديگران دعوت كرده بودند و نيز آنها را دعوت مىكرد كه به فرستادگان خدا ايمان بياورند، بنا بر اين تكذيب يكى تكذيب ديگران بود.
جبائى گويد: خداوند بسوى آنها پيامبرانى فرستاد كه يكى از آنها صالح است.
(وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا): ما براى اصحاب حجر، حجتها و معجزات و دلائلى فرستاديم كه بر صدق انبياء دلالت مىكرد. حسن گويد: يعنى ما براى پيامبران آياتى فرستاديم.
(فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ): آنها از تفكر در آيات، و استدلال به آنها خوددارى كردند.
(وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ): قوم صالح آن چنان نيرويى داشتند كه: از كوهها خانههايى براى خود مىتراشيدند و در آنها ساكن مىشدند و از خراب شدن خانه، ايمن و آسوده خاطر بودند. برخى گويند: يعنى از عذاب خدا ايمن بودند.
برخى گويند: يعنى بر اثر طول عمر، از مرگ ايمن بودند.
(فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ): بامدادان، صيحهاى آنها را فرو گرفت و هلاك شدند.
(فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ): ولى مال و اولاد و ديگر وسايل پناهگاهها آنها را از عذاب خداوند نجات نداد و آنها را بىنياز نكرد.