ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٤ - مقصود
(يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ): «يوم» منصوب است به «مخلف» يا «انتقام» يا به فعل محذوف «اذكر» و ممكن است صفت براى «يوم يقوم الحساب» باشد.
الارض: نايب فاعل براى «تبدل»( غَيْرَ الْأَرْضِ): مفعول ثانى براى «تبدل»
مقصود:
هم اكنون پرده از مكر كفار بر مىدارد و بيان مىكند كه مكر آنها را بهر سختى باشد، دفع خواهد كرد، تا خاطر پيامبر آرامش يابد.
(وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ): آنان با پيامبران پيشين تا توانستند مكر كردند، هم چنان كه با تو نيز به نيرنگ پرداختند و خداوند، همانطورى كه پيامبران پيشين را از مكر آنها حفظ كرد، ترا نيز حفظ خواهد كرد. برخى گويند: مقصود كفار قريش است كه در باره امر پيامبر دست به تدبير و چارهجويى و حيله زدند و با مؤمنين بخدعه و نيرنگ پرداختند.
(وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ): در اينجا مضاف حذف شده است. يعنى: كيفر مكر ايشان نزد خداوند است. مثل:(تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ) (شورى ٢٢:
ستمكاران را مىنگرى كه از كردار خود بيمناكند و جزاى كردارشان گريبانگير آنهاست) بهر صورت منظور اين است كه: خداوند به مكر ايشان آگاه است و كيفر ايشان را مىدهد.
(وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ): نيرنگ آنها چنان نيست كه براهين قرآنى و دلائل و معجزاتى كه با تست، زايل سازد. زيرا اينها همچون كوه، استوار بلكه استوارترند و نيرنگى كه كوه را از جا نكند، چگونه دين را متزلزل مىكند كه از كوه هم استوارتر است؟ بنا بر قرائت ديگر، مقصود اين است كه: نيرنگ آنها بهر- پايهاى برسد، دين خدا را متزلزل نمىسازد و به پيامبران خدا ضرر و لطمهاى نمىرساند و امر آنها را زايل نمىسازد، بخصوص امر حضرت محمد ٦ كه از كوه، استوارتر است.