فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٣ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
رساندن برخى از اعضا در صورت سرپيچى دارا بود. (٦) از طرف ديگر چينش اعضا و نحوه رأىگيرى آنها به گونهاى بود كه عملاً تنها مىتوانست به عثمان ختم شود. اين نحوه چينش اعضا خود رفتار سياسى دو رويهاى را تشكيل مىداد كه از يك سو تعيين خليفه را بر عهده شورايى مركب از بزرگان جامعه مىگذارد و از سوى ديگر با طرّاحى ويژه، ماهيّت انتخابگرى را از اين گروه سلب مىكرد. در واقع اين شورا نيرنگى بود كه از يك طرف علايق سياسى كسانى را كه به خلافت عثمان چشم دوخته بودند تأمين مىكرد و از طرف ديگر مسؤوليّت اين انتخاب را در انظار عمومى بر دوش يك تصميم جمعى و شورايى مىنهاد.
دو سخن از امام على(ع) در دست است كه بر خدعه بودن جريان شورا اشاره دارد: نخست، سخنى است كه قبل از تشكيل شورا بيان داشته است و ديگرى گفتارى است كه پس از پايان نشست شورا ارايه كرده است.
يك خدعه، و چه خدعهاى!
(٦) الامامة و السياسه، ابن قتيبه، ، ج ١، ص ٢٩.
(٧) بحارالانوار، ج ٣٠، ص ٧٠ ؛ ابن ابى الحديد، شرح نهجالبلاغه، ج ٩، ص ٥٠.
(٨) شرح نهجالبلاغه، ج ١٢، ص ٢٦٤.