فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٥ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
در اواخر خلافت خليفه دوم روند توجّه به امام(ع) تا آن جا افزايش يافت كه بسيارى از مردم انگشت اشاره به سوى حضرت داشتند و چنين گمان مىبردند كه خلافت به سوى او خواهد رفت. در شرايطى اين چنين تصميم به تشكيل شوراى خلافت گرفته شد. اين شورا براى عبور از علايق و خواست مطرح در جامعه با دشوارى روبه رو بود. به طول انجاميدن كار شورا در خلال چند روز را مىتوان تأييدى بر وجود احساس اين دشوارى گرفت. بهرهگيرى از شمشير براى كنترل شورا در مسير ديكته شده و تشكيل جلسات مشورتى آنها در پناه استفاده از زور ـ كه در فرمان شورا آمده بود ـ دليل ديگرى براين مدعا است كه شورا در پىگيرى اهدافى متفاوت با علايق مطرح نزد بخش مهمى از جامعه با دشوارى رو به رو بوده است. با توجّه به اين وضعيت بايد ديد چرا امام(ع) گزينه عدم شركت در شورا را برنگزيد با آن كه اگر از حضور در جلسات شورا سرباز مىزد، مشروعيت و كارامدى آن را مىتوانست زير سؤال بكشد و از طرف ديگر، گروههايى را كه به خلافت او مىانديشيدند به نيرويى ذخيره و آماده براى خويش بدل نمايد.
در پاسخ بايد گفت: اگر امام(ع) خود را از شورا دور نگه مىداشت مكرى كه بر او روا داشته بودند مخفى مىماند و در آن صورت شورا موفقتر و راحتتر به هدف خود دست مىيافت؛ امّا دريغ ورزيدن خلافت از او به رغم حضور آن حضرت در متن شورا موضوع پربازتاب و مهمّى بود كه به تهييج افكار مىانجاميد. ابعاد مكر آلود رفتار در پيش