فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
به سوى قاسطين روانه گرديد؛ اهميت آنها از خوارج بيشتر است؛ به سوى قومى بشتابيد كه از سر زورگويى با شما مىجنگند تا مردم آنها را ارباب خويش گيرند و آنان بندگان خداوند را بنده خود قرار دهند و اموال آنها را دست به دست بگردانند.
سوّم: به تأخير انداختن امور ضرورى در موقعيت جنگ براى حفظ حكومت
ابن ابىالحديد مىگويد:
بىشك امام(ع) در احكام شرعى و قضاوتها ديدگاههايى مخالف با نظر صحابه داشت؛ مانند قطع كردن دست دزد از سر انگشتان و ... با اين وصف احكام خلفاى پيشين را تغيير نداد؛ زيرا به جنگ با اهل بغى و خوارج مشغول بود. (٢٧)
يكى از اين موارد داستان نماز تراويح است. هنگامى كه امام(ع) به كوفه آمد مردم از امام(ع) تقاضا كردند كه فردى را به عنوان امام جماعت تعيين كند تا همراه او در ماه رمضان نماز تراويح را به جاى آورند. حضرت آنها را از اين كار بازداشت و به آنان فرمود: «اين كار برخلاف سنّت است.» امّا آنان به سخن امام(ع) بىتوجهى نشان داده و خود فردى از ميان خويش به عنوان امام جلو انداختند. حضرت فرزند خويش حسن(ع) را به سوى آنان فرستاد. وى با شلاق وارد مسجد شد؛ هنگامى كه مردم او را ديدند به سوى درها شتافتند، در حالى كه فرياد مىكشيدند: واعمراه. (٢٨) در روايت ديگرى وارد شده كه امام(ع) آنها را به حال خود واگذاشت. (٢٩)
روايت شده كه امام(ع) فرمود:
(٢٧) شرح نهجالبلاغه، ج ١٩، ص ١٦١.
(٢٨) همان، ج ١٢، ص ٢٨٣؛ بحارالانوار، ج ٣١، ص ٨؛ الصراط المستقيم،عاملى، ج ٣، ص ٢٦.
(٢٩) وسائل الشيعه، آل البيت، ج ٨، ص ٤٧.