فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٦
ايرادات و اعتراضات را در اطراد و انعكاس مستدفع است. وضوى مجدّد و وضوى حائض و وضوى جماع و محتلم و تيمّم به برف و يخ، و بالجمله جميع افراد وضو و غسل و تيمّم و مسح ظاهر موضع جبيره در جميع طهارت را شامل، و ازاله نجاست از بدن و اَبعاض طهارت و غسل و مسح از باب مقدّمه و تطهير بدن ميّت از نجاست خبثى (٢٩) كه موت سبب آن است به اَغسال ثلاثه (٣٠) ، و بالجمله غير طهارت مصطلح شرعى را ـ على الاطلاق العمومى ـ طارد است.
وضو به حسب اصل شرع واجب است از براى نماز واجب اجماعاً اِلا نماز جنازه كه اصل صحّت آن مشروط به طهارت نيست مطلقاً ، بلكه طهارت، آن جا شرط فضل و كمال و منشأ ازدياد اجر و مثوبت است؛ و [از] براى طواف واجب ـ و اشتراط طواف واجب به وضو اجماعى است، محلّ خلاف طواف مندوب است ـ و از براى مسّ كلمات و حروف (٣١) و مدّ و تشديد و مكتوبه قرآن و اسماء اللّه، اگر آن مسّ واجب بوده باشد....
(٢٩) درحاشيه «الف» نسخه بدل «خبثى» آمده : «عينى».
(٣٠) حاشيه مؤلّف:«سبب چيست كه هر عضوى كه نجس شود به يك شستن طاهر مىشود و ميّت را تا سه غسل ندهى طاهر نمىشود؛ به سبب آن كه هرچيز كه لطيف ترين چيزهاست مرده او بدترين چيزهاست».منه قدّس سرّه.
(٣١) حاشيه مؤلّف:«همزه حرفى است از حروف. آن را جدا شمردن و از ميانه حروف اخراج كردن ـ چنانچه متوهّم اين عصر كرده است ـ از باب نقصان مهارت است.