فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٥
جناب مقدّس او نيست. و صفات حقيقيّه تمجيديّه كه صفات كمال ثبوتيّه، و صفات تقديسيّه تنزيهيّه كه صفات كمال سلبيّه است، همه را نفس مرتبه ذات واجبِ كاملِ حقّ او، بر اعلى مراتب (١١) تماميّت و كمال، مستجمع است... .
وممكن ذاتى نيست كه حقيقت متقدّسه او در هيچ ذهنى از اذهان مرتسم شود. و هيچ مُدرِكى از مَدارك و مُشعرى از مشاعرِ عاليه و سافله و عارفه و متخيّله را به ادراك كُنه ذات و دريافت نفسِ ماهيّت و تصوّر مرتبه كمال كبرياى او، راهى بوده باشد.
و وجوه و صفات حقيقيّه درجناب احديّت او زايد برذات نيست، بلكه عين مرتبه ذات است. و حقيقت واجبِ بالذّات از ماهيّتى وراى صرف وجودِ حقّ، متعالى است، و از شوايب ما بالقوّه، و تدريج و تعاقب و تغيّر و تبدّل ، مِن جميع الجهات، متقدّس و متعزّز است.
و محال است كه با موجودى از موجودات، متّحد يا متّصل شود و در چيزى حلول كند و به موضوعى (١٢) يا محلّى قائم باشد. و نيز محال است كه چيزى در او حلول كند.
و امكان ندارد كه محلّ حوادث باشد و عوارض متجدّده، على التعاقب بر ذاتِ حقّ تامّ قدّوسش متوارد شود، تعالى عن ذلك كلّه علوّاً كبيراً.
نفس حقيقت واجب بالذّات به حسب مرتبه ذات، جمله اسماء حسنى را، خواه ايجابيه و خواه سلبيّه، مستحقّ است بى تغاير جهات و تكثّر حيثيّات.
ونظام كلّ وجود و جملگىِ عالم امكان فعل اللّه تعالى است و به جميع اجزاء حادث است.
وهيچ چيز در سرمديّت وجود با جناب الهى شريك و انباز نيست، و اللّه تعالى موجود بود در سرمد (١٣) و چيزى ديگر غير او موجود نبود، پس كلّ عالم بعد از عدمِ صريح، به عنايت و ارادت وحكمت و قدرتِ اللّه تعالى در دهر حادث شد.
(١١) «ب»، اعلى مراتب و....
(١٢) «ب»، موضعى.
(١٣) «الف»، سرمديّت.