فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٦
هرچيز كه علم الهى محيط بود به آن، كه آن چيز خير نظام وجود و موافقِ مصلحتِ عالَم است، ارادت ربوبى و قدرت وجوبى، به عنايت جامعه و رحمت واسعه ايجاد آن كرد، و هيچ چيز از خيرات نظام وجود ترك نكرد. هر چه فى حدّ نفسه جهت خيريّت و حسن ذاتى داشت (١٤) ، مختار ارادت و اختيار ازلى و مخلوق قدرت و رحمت لم يزلى و لايزالى شد بر افضل واكمل وجوه ممكنه. وحقّ استحقاق هيچ ماهيّتى و استعداد هيچ مادّه، ضايع و مهمل و متروك و معطّل نماند.
خالقِ عالمِ حكيم، عدل و جواد متفضّل است، و رعايت عدل و حكمت و لطف و رحمت براو واجب و از عنايتش ممتنع التخلّف است، و اتيان به قبيح و اِخلال به واجب از جناب او ممكن نيست.
حكمت دو معنى دارد:
پس حكيم حقيقى به هردو معنى نيست اِلا قيّوم واجب الذّات ـ جَلَّ سلطانه ـ و هرچه در عالم امكان (١٥) وجود يافته، به قضا و قدر الهى است. خيرات عالم متعلَّق اراده و داخل قضاء بالذّات شده است، و شرور بالعرض؛ از آن حيثيّت كه لوازمِ خيراتِ كثيره و مصالح جليله است... .
و واجب است كه ابتعاث انبياء و سفراء و ارسال مرسلين و شارعين كرده به طريق
(١٤) «ب»، راست.
(١٥) «امكان»در «ب» نيست.