سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧
١٦٤.امام على عليه السلام ـ در پاسخ كسى كه گفت: از بند رهانيد. تو براى ما انتخاب كن و انتخابت را به اجرا گذار و هرگونه مى خواهى فرمان ده و آن را به اجرا درآور؛ چرا كه تو گوينده اى هستى كه سخنش را باور كنند، و حكمرانى كامياب، و فرمانروايى بهره مند از نعمت هاى الهى هستى. نافرمانى ات را در هيچ زمينه اى روا نمى دانيم و هيچ دانشى را با دانش تو نمى سنجيم كه جايگاهت نزد ما بس بزرگ است و فضيلتت در جان ما بس والا ـ : كسى كه جلال خدا در جانش بزرگ است و منزلتش در دلِ او ستُرگ ، سزاست كه به سبب اين بزرگى ، هر چه جز خداست ، نزد او خُرد باشد ، و سزاوارترين كس بدين آن بُود كه نعمت هاى الهى بر او بزرگ باشد و احسانش نيكو ؛ زيرا نعمت خداوند ، بر كسى فزونى نيابد، جز آن كه حقّ خداوند ، بر او بزرگ گردد. به درستى كه پست ترين خوى زمامداران ، نزد مردمان نيك ، آن است كه گمان رود كه آنان ، فخرفروشى را دوست مى دارند ، و كارِ آنان را بر پايه خودبينى نَهند. برايم ناگوار است كه در خاطرِ شما بگذرد كه من ستايش [ از جانب شما] و شنيدن ثناگويى را دوست دارم. سپاسْ خدا را كه چنين نيستم و اگر ستايشْ دوست بودم ، آن را وا مى نهادم ، به سبب فروتنى در پيشگاه خداىِ سبحان ، از بزرگى و بزرگوارى اى كه تنها او بدان سزاوار است؛ و چه بسا مردم ، ستايش پس از سختى را شيرين بدانند. مرا به نيكى نستاييد تا خود را نزدِ خداوند و شما، از عهده حقوقى كه تاكنون ادا نكرده ام و واجب هايى كه بر من است، بيرون سازم. پس با من چنان كه با سركشان سخن گويند ، سخن مگوييد و چونان كه با تيزخويان كنند ، از من كناره مگيريد. با ظاهرسازى و سازش با من رفتار مكنيد و گمان مبريد كه شنيدن حق ، بر من گران است ؛ و نمى خواهم كه مرا بزرگ انگاريد ، در آنچه كه شايسته من نيست. همانا كه آن كه سخن حق بر او گران آيد ، يا عرضه عدالت بر او دشوار بُود ، عمل به حق و عدالت ، بر او دشوارتر باشد. پس ، از گفتن حق و رايزنى در عدالت ، خوددارى مكنيد، كه من نه برتر از آنم كه