سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣
١٢٠.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به اشعث بن قي بالادست ، تو را نرسد كه آنچه خواهى، به شهروندان فرمايى و بدون دستور، به كارى دشوار درآيى. در دست تو مالى از اموال خداوند عز و جل است و تو خزانه دار آنى تا آن را به من بسپارى. اميدوارم براى تو بدترينِ زمامداران نباشم. والسلام! [١]
١٢١.نثر الدرّ: [ امام على عليه السلام ] به اشعث بن قيس فرمود: «آنچه بر عهده توست، ادا نما؛ و گرنه تو را با شمشير خواهم زد». او نيز آنچه بر عهده اش بود، ادا كرد. آن گاه به وى فرمود: «چه كسى از تو نگهدارى مى كرد، اگر بدون پرس و جو و بررسى تو را با شمشير مى زديم؟». اشعث گفت: تو از كسانى هستى كه وقتى [ سخن] مى گويد، انجام مى دهد. [٢]
ر . ك : دانشنامه امير المؤمنين : ج ١٢ ، ص ٦١ (اشعث بن قيس) .
٣ / ١١ ـ ٢
زياد بن ابيه
١٢٢.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به زياد بن اب به خدا سوگند ياد مى كنم ، سوگندى راستين، كه اگر به من خبر رسد كه در ثروت مسلمانان خيانت كرده اى ، كم يا زياد، چنان بر تو سخت بگيرم كه تو را اندكْ مال كند، و بارِ هزينه عيال بر دوشت سنگينى كند و خوار و پريشانْ حال شوى. والسلام! [٣]
١٢٣.أنساب الأشراف: على عليه السلام ، فرستاده اى را نزد زياد روانه ساخت تا آنچه از ماليات ها نزد او جمع شده، باز ستاند. زياد، آنچه نزدش بود ، همراهِ فرستاده كرد و به وى گفت: كُردها ماليات ها را نابود كرده اند و من با آنها مدارا مى كنم. اين مطلب را به اميرمؤمنان اعلام مكن كه گمان كند كوتاهى از من بوده است.
[١] نهج البلاغة : نامه ٥ ، وقعة صفّين : ٢٠ ، العقد الفريد : ٣ / ٣٢٧ .[٢] نثر الدرّ : ١ / ٢٩٢ .[٣] نهج البلاغة : نامه ٢٠ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٤٨٩ / ٦٩٥ .