فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩ - پرتوى از بازتابهاى فقهى سيره حكومتى امام على(ع) در گفت و گو با آيت الله محمد مؤمن قمى
نادانىهايى كه نسبت به احكام و معارف اسلامى هست اينها هيچ كدام نبود. با انحراف خلافت از مسير خود، يك عده از اشخاصى كه در ركاب پيامبر(ص) براى خدا مىجنگيدند، علاقهمند به دنيا شدند. طلحه و زبير با اين كه از بزرگان بوده و اصالت خوبى داشتند، به دنيا دارى روى آوردند.
در زمان عمر و عثمان مخصوصا در زمان عثمان، در تقسيم بيت المال براى برخى از افراد امتيازاتى قائل شدند و سهم بيشترى به آنان مىدادند، اينان نيز علاقهمند به دنيا شده و همين اينان بودند كه سرانجام به سمت مخالفان حضرت كشانده شدند.
اصل اين كه معاويه قدرتى يافت و روى پاى خودش ايستاد، نتيجه امتيازات مالى بود كه خلفاى گذشته به او داده بودند، او هم توانست روى پاى خود بايستد و يك عده از خواص را كه اهل دنيا بودند با پول دور خودش جمع كند. اگر شهادت حضرت امير ـ سلام اللّه عليه ـ پيش نمىآمد، حضرت در صدد تهيه لشكر و ادامه جنگ بودند و قدرت معاويه را در هم مىشكستند.
حضرت امير هيچگاه در برابر معاويه شكست نخورد تا برخى ـ آن گونه شما گفتيد ـ اين شكست را نتيجه اصرار حضرت بر تسويه بيتالمال بدانند. حضرت شكست نخورد، بلكه شهيد شد.
يعنى اين طور نيست كه چون حضرت امير اصرار بر تسويه در بيت المال داشت، نتوانست حكومتاش را تداوم بدهد. خير، تقسيم عادلانه بيتالمال سبب تفرق جمعيت مسلمانان و سقوط حكومت حضرت نشد، بلكه اتفاقا پشتيبانى اكثر مردم را نيز در پى داشت. در واقع اين تصميم حضرت به نفع عامه بود، فقط خواص را مىرنجاند. اما اقدام تبعيض آميز خلفاى گذشته، عامه را مىرنجاند ولى به نفع خواص بود.