قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٩١ - باب چهارم
چون [١] خشك گردد آواز دهد و همچنان [٢] طبل تر و چون سخت خشك باشد نيز آواز او دراز نكشد [٣] بايد كه معتدل باشد چنانك [٤] چون رودست [٥] پس معلوم شد كه [٦] سبب [٧] صوت اوانى روئين و ديگر [٨] اوانيها چيست.
باب چهارم
[٩]- چراست كه [١٠] آب اندر كوزه بزمستان [١١] يخ بندد كوزه [١٢] بشكافد.
جواب [١٣]- از بهر آنك برودت علت تفريق [١٤] اجزاى آن چيزست [١٥] كه از يك جوهر [١٦] باشد و علت جمع اجزاى آن چيزست كه از جواهر مختلف
[١] - ت: و چون.
[٢] - ت: همچنين.
[٣] - س: بكشد.
[٤] - م: چنان چون رودست. ت: چنان كه چون رديست. س: چون رود.
[٥] - م: چنان چون رودست. ت: چنان كه چون رديست. س: چون رود.
[٦] - ت اين كلمه را ندارد.
[٧] - س اين كلمه را ندارد.
[٨] - چنين است در نسخه م و ت. س: و ديگر از چه سبب است. اوانى جمع آنيه و اين جمع إناء است و با اين همه مؤلف اوانى را با علامت جمع فارسى جمع بسته است و اين در فارسى نظاير متعدد دارد.
[٩] - چنين است در نسخه س. م و ت: د.
[١٠] - ت: چرا كه.
[١١] - ت: چون بزمستان. س: بر زمستان.
[١٢] - م: و كوزه. س: كوزه را.
[١٣] - چنين است در نسخه س. م: ج. ت اين كلمه را ندارد.
[١٤] - س افزوده: است از.
[١٥] - س: چيز را.
[١٦] - از اين كلمه تا «مختلف» از نسخه ت اصلا افتاده است.