قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١١٥ - باب شانزدهم
نتوان ديد و شعاع ايشان بيك ديگر اندر [١] شده است تا [٢] چنان ديده مىآيد [٣] و آنچ [٤] گفتهاند كه آن [٥] بخاراتست [٦] كه از زمين متصاعد [٧] همىگردد بس بعيدست چه [٨] آن را [٩] بر يك صورت همىبينند [١٠] دايم اگر [١١] چنان [١٢] بودى صورت او [١٣] متغيّر شدى. [١٤]
باب شانزدهم
[١٥]- چراست كه [١٦] چون [١٧] سراب بينى [١٨] از آن سو [١٩]
[١] - س اين كلمه را ندارد.
[٢] - م اين كلمه را ندارد. س: و.
[٣] - س افزوده: كه ابرى كشيده.
[٤] - س: بعضى.
[٥] - تصحيح قياسى. م: ازا. ت و س اين كلمه را ندارند.
[٦] - م: بحار است. ت و س: بخارست.
[٧] - م اين كلمه را ندارد.
[٨] - س: كه.
[٩] - س: مجره.
[١٠] - م: بيند. س: بينيم.
[١١] - س: كه اگر.
[١٢] - س: بخار.
[١٣] - س اين كلمه را ندارد.
[١٤] - ت: بودى. س: گشتى و هر قومى چيز ديگر گفتهاند زينها هيچ نيست الا ستارگان خوردند (چنين!) كه چون ابر كشيده سفيد رنگ مىنمايد، و السماء ذات الحبك، كفايت اشارتيست درين باب.
[١٥] - چنين است در نسخه س. م و ت: يو.
[١٦] - چنين است در نسخه س. م و ت: چرا.
[١٧] - چنين است در نسخه ت. م اين كلمه را ندارد. س: جائى را از دور.
[١٨] - س افزوده: و.
[١٩] - س: سوى او.