قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٢٥ - حواشى و توضيحات
بايد گرفتن و آنگاه اصل موضوع بود كه آموزنده آن را بپذيرد و نزديك وى اعتقادى مخالف آن نبود، و چهارم مصادره است، و وى همچون اصل موضوع بود و ليكن آن بود كه آموزنده اعتقادى دارد خلاف آن اصل، و ليكن مسامحت همىكند اندر وقت. و مثال اين هر دو آن اصلهاست كه اندر كتاب اوقليدس ورا همىخوانند بنام آن كه چاره نيست از اتفاق كردن بروى ...» ص ٥ س ٥- «مسائل»، تأليف كتب و رسالات بعنوان مسائل در ادبيات يونانى و سريانى و عربى پيش از عصر مؤلّف معمول بوده است براى نمونه، رش: قفطى، تاريخ الحكماء ص ٤٣ و ٤٥ و ٤٦ و ٤٧.
مسأله (ج، مسائل) كه بيونانى «پروبلما» گويند، امر دشوار يا مورد اختلافى بود كه شاگرد نزد استاد مطرح ميكرد و حلّ آن را ميخواست يا آنكه دانشمندى براى نفع عموم بتحقيق و روشن كردن آن مىپرداخت. رش: حواشى آقاى سهيل افنان بر ترجمه هنر شعر ارسطو ص ٢٠٢.
ص ٥ س ٥- ٧- شايد طبيعىتر آن بود كه مؤلّف بنا بر طريقه ارسطو در تقسيم علوم و برسم معهود علماى زمان اوّل از مسائل معدنى بحث كند بعد از مسائل نباتى سپس از مسائل حيوانى.
ص ٦ س ٢- «مسائل حيوانى»، پيش از اين در فهرست تصنيفات طبيعى ارسطو ديديم كه وى شش كتاب و رساله در باب حيوانات داشته يكى از آنها كه داراى نقشها و رسمهاى متعدد بوده پيش از اسلام از ميان رفته و عنوان پنج كتاب ديگر بقرار ذيل است: