قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٤١ - حواشى و توضيحات
يكى قوّت كنائى را و يكى قوّت اندر يافت را هر چند كه اندر يافت دو گونه است: يكى اندر يافت نظرى و يكى اندر يافت عملى» ولى در رساله نفس (ص ٢٣- ٢٤) مطالبى آمده كه با رأى بالا مطابقت ندارد «و اما نفسى كه او را نفس ناطقه خوانند قوّتهاى وى بدو قسم است يك قسم قوّت عامله است و ديگر قسم قوّت عالمه و هر دو را عقل خوانند بر سبيل اشتراك.
و امّا قوّت عامله آنست كه وى را عقل عملى خوانند ... و امّا قوّت عالمه آنست كه او را عقل نظرى خوانند ...» و چنانكه ظاهر است در اين موضع از «قوّت كنائى» اسمى در ميان نيست.
ص ١٥ س ٥ و بعد- براى روشنى بيشتر رجوع شود بمطالب مذكور در باب اول از فصل اول ص ٩- ١١.
ص ١٥ س ٨- «قواى نفسانى»، در اينجا بمعنى قوّتهاى نفس ناطقه است نه بمعنى عامّ و شامل آن.
ص ١٦ س ١- «و نيز مذهب بعضى آنست ...» مؤلّف خود ظاهرا بيشتر متمايل براى اولست و در اين جا تنها براى تتميم فايده و تاييد گفته خود بمذهب ديگر بدون آنكه آن را مورد قبول يا رد قرار دهد استناد كرده است. صاحب مذهب منظور امپدوكلس فيلسوف يونانى است كه در قرن ششم پيش از ميلاد مسيح ميزيسته، او معتقد بود كه فكر در خون قلب جا دارد زيرا كه عناصر و نيروى آنها در آن خون ببهترين وجه امتزاج يافته. وى حتى قوّت تفكر را همان خون مىپنداشت، رش: اروين رود، كتاب نفس [١] (ترجمه فرانسه، پاريس ١٩٢٨ م) ص ٤٠٨ و ٤١٣.
[١] -E .Rhode ,Psyche ,Paris ,١٩٢٨ ,PP .٤٠٨ et ٤١٣ .