قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١١٤ - باب پانزدهم
كه چون بدان مكان سرد مىرسد از لطافت و حرارت زود جامد مى [١] گردد و برد [٢] همىشود [٣]. [٤]
باب پانزدهم
[٥]- سبب مجرّه [٦] چيست.
جواب [٧]- ببايد [٨] دانست كه آنجا كه مجرّه است [٩] عالم طبيعى [١٠] است چنانك اين جاست [١١] و ما اينجا همىبينم [١٢] كه اندر زمين يك عرق [١٣] كوه و سنگ مىباشد و دراز بر [١٤] مىكشد و نيز [١٥] همچنين يك سمت بيابان بركشد [١٦] بدان موضع ستارگان بسيارند [١٧] و خردند [١٨] كه [١٩] آن [٢٠]
[١] - ت و س اين كلمه را ندارند.
[٣] - ت و س اين كلمه را ندارند.
[٢] - س: برق؟؟؟؟.
[٤] - س افزوده: قوله تعالى أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ ... پس حكمت كه حضرت عزت اندرين آيه فرموده است.
[٥] - س: باب پنجدهم: م: يه. ت: يد.
[٦] - م: محرّه
[٧] - چنين است در نسخه س. م: ج. ت اين كلمه را ندارد.
[٨] - م: ببايد دانست كه آنجا مجرّه. ت اين جزء را ندارد.
[٩] - م: ببايد دانست كه آنجا مجرّه. ت اين جزء را ندارد.
[١٠] - ت: طبيعت.
[١١] - م و س: انجاست.
[١٢] - م: مى. س: همين مى.
[١٣] - م: حرق. س: غرق. عرق بالكسر ... كرانه و حدّ كوه ... (منتهى الارب).
[١٤] - س: تر.
[١٥] - م و س اين كلمه را ندارند.
[١٦] - س: بترسد.
[١٧] - ت: ستارگان بيشاند. س: ستارگانند.
[١٨] - س: خورد (بجاى و خردند).
[١٩] - س افزوده: از خوردى.
[٢٠] - س افزوده: را.