قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٤٣ - باب پنجم
منحصر گردد تا [١] بدان سبب [٢] فقاقيع [٣] و جوشش بر روى زمين پديدار [٤] آيد. [٥]
باب پنجم
[٦]- فرق چيست ميان سرخى [٧] گل موجّه [٨] و ميان سرخى گل مورّد.
جواب [٩]- سرخى [١٠] از [١١] دو گونه است بعضى از [١٢] آنست كه سرخى [١٣] برو غالبست چون سرخى بقم و سرخى [١٤] گلنار و بعضى [١٥] آنست كه زردى [١٦] برو غالبست [١٧] چون سرخى گل خطمى و سرخى [١٨] مس و چون [١٩] سرخى معصفر كه [٢٠] ازو آب زرد [٢١] جدا كنند اما بحسب
[١] - اين جزء از نسخه ت ساقط است.
[٢] - اين جزء از نسخه ت ساقط است.
[٣] - م: قواقع. ت و س: فواقع. تصحيح متن قياسى است. فقاقيع بمعنى حبابهاى آب و شراب و مانند آنست.
[٤] - ت و س: بديد.
[٥] - س افزوده است: چون جوشش خورش در بطون اهل النار يغلى فى بطونهم ...
[٦] - م و ت: ه.
[٧] - م اين كلمه را ندارد.
[٨] - س: مورچه.
[٩] - چنين است در نسخه س. م: ج: ت اين كلمه را ندارد.
[١٠] - م اين كلمه را ندارد.
[١١] - م: از ه [گل؟]. س: از گل.
[١٢] - س اين كلمه را ندارد.
[١٣] - در متن نسخه ت: «زردى» و در حاشيه آن نسخه: «سرخى» و ظاهرا همين صواب باشد. م و س: زردى.
[١٤] - س اين كلمه را ندارد.
[١٥] - س: بعضى زردى.
[١٦] - س: بعضى زردى.
[١٧] - س: غالب نيست.
[١٨] - س اين كلمه را ندارد.
[١٩] - چنين است در نسخه ت. م: مس چون، س: مس و (بدون چون).
[٢٠] - ت: كه آب زرد از و. س: كه آب ازو.
[٢١] - ت: كه آب زرد از و. س: كه آب ازو.