قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٣٤ - حواشى و توضيحات
زندگى آيد ...» (ص ٨٠)، «پس چون مزاج معتدلتر بود، مرجان مردمى را پذيرا شود ...» (ص ١٠١) و نيز رش: كتاب النجاة ص ١٩١ (شيخ رئيس در اينجا كلمه توسط را معادل مزاج آورده)؛ رساله در ماهيت نفس ص ٦١- ٦٣ و ص ٥٤؛ قصّه حىّ بن يقظان با شرح و ترجمه فارسى ص ٥٨؛ نظامى عروضى، چهار مقاله ص ٩ س ١٢ ببعد (در اينجا ذكر «دهور طوال و مرور ايام» از حيث نزديكى بنظريّه تطوّر قابل توجه و دقت است).
نظريّه اعتدال مزاج از راه پزشكى وارد فلسفه و طبيعتشناسى شده و آثار آن از قرن ششم پيش از ميلاد در فلسفه (مثلا در آراء امپدوكلس) ظاهر است.
ص ١٠ س ١- «تا حرارت غريزى بآسانى بدماغ همىرود»، يعنى از دل چه دل را معدن و موضع حرارت غريزى و روح حيوانى ميدانستند:
«و قلب عضو رئيس است در آلات حيوة، بل كى رئيس مطلق است، چه ينبوع حارّ غريزى است، كى حيوة ساير اعضا بآن باشد اعنى اغتذاء ايشان و نمو و استعداد قبول حسّ و حركت ارادى.» (قطب الدين شيرازى، درّة التاج، بخش نخستين ج ٥ ص ١٠٥).
مؤلّف قراضه طبيعيّات در مواضع ديگر نيز اشاره باين امر كرده است، رش: ص ١٥ س ٦ و ص ٣٠ س ٥- ٦ و ص ٣٤ س ١.
ص ١٠ س ٢- «طبع حرارت هميشه سوى علوست»، شيخ رئيس در علم طبيعى دانشنامه گويد: «هر جسمى را جايگاهى و شكلى طبيعى بود زيرا كه چون ورا بستم بجاى ندارند شك نيست كه او را حدى [ظ: