قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٦٨ - باب هشتم
اين همه رصد [١] كرده است و [٢] اندرين باب كتابى تصنيف كرده است [٣] چنانك پيش ازو متقدّمان نكردهاند و هر كس [٤] كه خواهد كه نسبت [٥] ميان فلزات و جواهر [٦] اندر ثقل بداند آن كتاب را [٧] بربايد خواند [٨] تا بحقيقت بداند پس درست شد كه زر را با زيبق مناسبت بيشست كه [٩] ديگر فلزات را و چنان دانم كه آب را و گل را رصد كرده آيد [١٠] همان نسبت [١١] باشد ميان ايشان كه ميان زيبق و زر [١٢].
باب هشتم
[١٣]- چراست كه بلور كرى [١٤] باشد و آن را واسطه كنى ميان خورشيد [١٥] و ميان جسمى كه احراق پذيرد [١٦] بر بعدى مفروض آن
[١] - م: مصد.
[٢] - اين جزء در نسخه س نيامده است.
[٣] - اين جزء در نسخه س نيامده است.
[٤] - م: هر كسى.
[٥] - ت: مناسبت.
[٦] - س: جواهر ديگر.
[٧] - ت اين كلمه را ندارد.
[٨] - س: مطالعه كند.
[٩] - س: بيش از.
[١٠] - ت: كردهاند.
[١١] - ت: مناسبت.
[١٢] - س: زيبق و زر چنانكه زيبق بجاى آنست (ظاهرا آبست) و خاك بجاى زر مِنْ طِينٍ لازِبٍ، چون وجود آدم كه از آب و گل سرشته شده است چون رطوبت شكلى ازو برود بريزد.
[١٣] - چنين است در نسخه س. م و ت: ح.
[١٤] - س: چون كرى شكل.
[١٥] - م: خرشيد. در اين نسخه همه جا اين كلمه با اين املاء قديم آمده است.
[١٦] - س افزوده است: چون كرباس و تبجه و غير آن.