قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٥ - باب چهارم
را آب بزبان [١] بركشيدن.
باب چهارم
[٢]- چراست كه درازان [٣] مفرط را [٤] منسوب كنند [٥] بحماقت.
جواب- از بهر آنك مردم دراز [٦] را مسافت از دل بدماغ دور بود [٧] و قوى نفس ناطقة بر وجه اعتدال باعتدال مزاج [٨] دماغ بود و مزاج [٩] دماغ باعتدال [١٠] باستمداد او [١١] بود از دل حرارت غريزى را و روح حيوانى را چون مسافت دور بود اندر استمداد بطء [١٢] و درنگ باشد پس [١٣] بدين سبب اندر قوى [١٤] نفسانى مقدارى خلل باشد و ذكا و فهم و [١٥] اندر يافتن كمتر [١٦]
[١] - چنين است در نسخه س. ت: حاجت آمد آب بزبان بر كشيدن. م: حاجت آمد بزبان آب بر كشيدن.
[٢] - چنين است در نسخه س. م و ت: د.
[٣] - ت: دراز. س: مردم دراز.
[٤] - اين كلمه در نسخه ت و س نيامده است.
[٥] - ت: باشد. س: باشند.
[٦] - س: از بهر آنكه دراز.
[٧] - س: باشد.
[٨] - م: بر وجه اعتدال مزاج.
[٩] - ت: و اعتدال مزاج دماغ.
[١٠] - ت: و اعتدال مزاج دماغ.
[١١] - ت اين كلمه را ندارد.
[١٢] - ت: بطول.
[١٣] - ت اين كلمه را ندارد.
[١٤] - س: قواى.
[١٥] - س: و فهم و درايت كياست كمتر.
[١٦] - س: و فهم و درايت كياست كمتر.