قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٤٥ - باب ششم
چون نخود و باقلى [١] و بادام و عدس [٢] و باز [٣] گندم و جو برين حال نيست.
جواب [٤]- از بهر آنك آنچ دو نيمهاند [٥] نضجپذيرترند [٦] تا پوست ايشان را بذات خويش بىلبّ قوامست و لبّ را به پوست قوامست و پوست [٧] متصلست بلبّ اتصال تماس و آنچ لبّ او [٨] بدو نيمه نيست پوست [٩] او رقيقست و او را بذات خويش [١٠] قوامى [١١] نيست چنانك ديگر پوستها راهست [١٢] مگر متصل بود بلبّ و همچنين [١٣] لبّ او را بذات خويش تماسكى نيست مگر پوست او را نگه [١٤] داشته است [١٥] و پوست اين نوع [١٦] بلبّ متصلست اتصال اتحاد اگر لبّ اين [١٧] نوع دو نيمه بودى آن دو نيمه بيك ديگر
[١] - س: باقلا.
[٢] - م و س جزء «و عدس» را ندارند.
[٣] - ت و س اين كلمه را ندارند.
[٤] - اين كلمه در نسخه م و س نيامده است.
[٥] - ت: است. م: آيد.
[٦] - ت و س اين كلمه را ندارند.
[٧] - م: پوست.
[٨] - م اين كلمه را ندارد.
[٩] - ت اين كلمه را ندارد.
[١٠] - س: خويش بىلب.
[١١] - م: قطعى.
[١٢] - ت: راست. س نيست.
[١٣] - ت: همچنان.
[١٤] - ت و س: نگاه.
[١٥] - م و ت: داشتست (برسم الخط قديم).
[١٦] - س اين كلمه را ندارد.
[١٧] - م: به اين.