قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٧٧ - حواشى و توضيحات
تاريخ ادبيات عرب ج ١ ص ٣٨٧؛ الدوميلى، علم عرب (متن فرانسه) ١٠٨- ١٠٩ و ١١١؛ ابو ريحان بيرونى تأليف نگارنده اين سطور.
ص ٦٨ س ١ (و نيز س ٥)- «رصد كرده است»، رصد كردن در اينجا ظاهرا بمعنى اندازه گرفتن و ضبط حساب است. (نيز رش: ابو الحسن بيهقى، تتمه صوان الحكمه ص ٢٠٣ س ١٦).
ص ٧١ س ٧- «سبب رنگ كبود رطوبت فجّ باشد ...»، رش:
حاشيه مربوط بصفحه ٦٤ س ٤ ببعد.
ص ٧٢ س ١- «هوان الالوان»، رش: حاشيه مربوط بصفحه ٦٤ س ٥.
ص ٧٢ س ٣- «سپيداج»، يا اسفيذاج يا اسفيداج يا اسبيداج همان اسپيداب يا اسپيداست كه آن را سفيداب و سفيدا و سفيده نيز گويند و اقسام آن سفيداب قلعى يا رومى و سفيداب سربى (سفيداب شيخ) است و در اين جا مقصود سفيداب قلعى يا خاكستر ارزيز قلعى باشد. رش: ابن سينا، مفردات قانون (طبع طهران) ص ١٦٢؛ ترجمه عجائب المخلوقات ص ٢٨٧؛ تحفه حكيم مؤمن (نسخه خطى).
ص ٧٤ س ٦- «غضاره»، «بفتح غين بمعنى گل چسبنده سبزى است كه از آن ظروف سفالين يعنى چينى و كاشى سازند و آن ظرف را غضار گويند بدون تاء (لسان العرب و تاج العروس، نقل از حواشى علّامه قزوينى بر چهار مقاله نظامى عروضى ص ١٥٣).
ص ٧٦ س ٢- «انطراق» در هر سه نسخه اين لفظ بهمين صورت آمده لكن آن را در لغتنامهها نديدم. اطّراق كاجتناب در پى يكديگر