قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٩٥ - باب ششم
مادّت [١] ايشان كمتر گردد ديگر باقى بيك جاى [٢] مجتمع گردد پس منقطع شود [٣] مثال آن [٤] چون باران ربيعى باشد [٥] كه چون [٦] رطوبت اندر هوا كمتر شده باشد قطرهها [٧] متفرق باشد و بزرگ از بهر آنكه ماده رطوبت كمتر شده باشد و همچنين برد العجوز [٨] كه سرما بآخر رسيده باشد و بخواهد [٩] گذشت بيك دفعت [١٠] آن سرما بكند [١١] پس بگذرد و همچنين كسى را كه تب همىآيد [١٢] چون مادّت تب كمتر [١٣] شود و تب مىبخواهد [١٤] رفت آن تب آخر [١٥] صعبتر باشد كه [١٦] باقى [١٧] مادّت آن بيك جاى [١٨] جمع شده باشد [١٩] مثال اين چنانست كه چون چراغ فرو خواهد نشست و روغن سپرى
[١] - س: ماده.
[٢] - س: بيكجا.
[٣] - س: گردد.
[٤] - ت: اين.
[٥] - ت اين كلمه را ندارد.
[٦] - س اين كلمه را ندارد.
[٧] - ت: قطرها. از «قطرهها» تا «و همچنين» از نسخه م و س اصلا افتاده است.
[٨] - س: برد العجز.
[٩] - س: نخواهد.
[١٠] - س: دفعه.
[١١] - م: سند؟؟؟؟.
[١٢] - م: مى.
[١٣] - ت و س: كم.
[١٤] - س: نخواهد. م: نخواهد؟؟؟؟.
[١٥] - م: هر (و اين ظاهرا نشانى است كلمه آخر را بلكه صورتى است از تحرير آن.).
[١٦] - از اين كلمه تا «مثال» از نسخه س افتاده است.
[١٧] - ت اين كلمه را ندارد.
[١٨] - ت: بيك جا بود و.
[١٩] - ت: بيك جا بود و.