قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٩ - باب هفتم
زخم دندان [١] نيك نيامدى چنانك اكنون آمدى [٢]. از بهر آنك چون زخم بزدى [٣] گردن را انثنا و پيچيدن [٤] بودى زخم سست آمدى و چون گردن نيست بهمه تن [٥] طعن و زخم [٦] كرده همىآيد [٧] و چون گردن بودى زخم بيك عضو آمدى و قوّت همه تن نى چون [٨] قوت يك عضو باشد پس [٩] بدين سبب پيل و خوك را [١٠] گردن نبود چه سلاحى كه بدان دشمن [١١] از خويشتن [١٢] باز دارد [١٣] مهمتر بود [١٤].
باب هفتم
[١٥]- چراست كه [١٦] مورچه ناقص است اندر حس بصر و اندر حسّ شم بغايت افراطست.
[١] - ت: رخم دندان. م: زخم. س: فيل و خوك را زخم زدن بدان.
[٢] - ت: اكنون كه نيست.
[٣] - س: زدى. م: بودى. فعل بزدى در اين مورد بصيغه مفرد قابل ملاحظه است.
[٤] - چنين است در نسخه ت. م: گردن را اندر و پيچيدن. س: گردن اندر آن پيچيده. انثناء، دو تاء شدن (منتهى الارب).
[٥] - ت: همه تن. م: بهمه بدن.
[٦] - ت: زخم و طعن. س: زخم.
[٧] - م و س: مى.
[٨] - م: نى؟؟؟ چون. س: به از. ت: تن چون.
[٩] - چنين است در نسخه س. اين كلمه در نسخه م و ت نيامده است.
[١٠] - س: فيل را.
[١١] - ت: دشمنى.
[١٢] - س: خود.
[١٣] - چنين است در جميع نسخهها يعنى فعل باز دارد بصيغه مفرد.
[١٤] - چنين است در نسخه س. اين كلمه در نسخه م و ت نيامده است.
[١٥] - چنين است در نسخه س. م و ت: ز.
[١٦] - ت: چرا كه.