قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٥٨ - باب چهارم
پديد مىآيد كه چون آب اندر آن [١] كوزه روئين يا آبگينگين سرد باشد هوائى [٢] كه [٣] بدو محيط بود سرد و غليظ شود و هوا گرمترست [٤] چون گرمى را [٥] دست بازداشت و سرد شد [٦] مستحيل شد [٧] بآب پس [٨] هوا آب گردد و قطره قطره بر اطراف كوزه نشيند پس معلوم شد كه آن [٩] آب نه بترشح از اندرون كوزه بيرون [١٠] همىآيد. [١١]
باب چهارم
[١٢]- بيجاده و كهربا [١٣] كاه را چگونه كشند. [١٤] جواب [١٥]- بيجاده و كهربا [١٦] كاه را [١٧] نكشند [١٨] مگر بر جائى [١٩]
[١] - س اين كلمه را ندارد.
[٢] - م: هوايى (برسم الخط قديم). س: هواى.
[٣] - س اين كلمه را ندارد.
[٤] - س: هوا گرم و تر است.
[٥] - س: گرمى از او برود سرد گردد و.
[٦] - س: گرمى از او برود سرد گردد و.
[٧] - س: شود.
[٨] - از اين كلمه تا «كه آن آب» از نسخه م و س اصلا سقط شده است.
[٩] - ت: اين.
[١٠] - ت و س اين كلمه را ندارند.
[١١] - م: مىآيد. س: مييايد بلكه آن هواست كه آب ميشود. إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ يعنى خداى (تعالى) تواناست كه باز آدمى را آب گرداند همچو اول كه بود باقى بر قياس اسطقس تا حقيقت اين آيت بدانى.
[١٢] - چنين است در نسخه س. م و ت: د.
[١٣] - چنين است در نسخه ت. م: ... كشد. س: بيجاده و كهربا چگونه مىكشند كاه را.
[١٤] - چنين است در نسخه ت. م: ... كشد. س: بيجاده و كهربا چگونه مىكشند كاه را.
[١٥] - چنين است در نسخه س. م: ج. ت اين كلمه را ندارد.
[١٦] - م: كهرباى (فقط در همين موضع بدين هيأت آمده است). جزء «و كهربا» از نسخه ت سقط شده است.
[١٧] - ت: كاه و را.
[١٨] - م: نكشد.
[١٩] - م و ت: جاى.