قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٥٧ - باب سوم
آب باشد و ايشان [١] مكتريد [٢] و صلب نى [٣] متخلّل [٤] اجزااند چون سفالين كه [٥] آب ترشح كند.
جواب [٦]- ببايد دانست كه اين چهار اسطقس هموار [٧] بيكديگر مستحيل مىشوند [٨] بجزو [٩] نه بكل چنانك اجزاى زمين چون لطيف گردد بآب [١٠] مستحيل شود [١١] و آب چون لطيف گردد هوا شود و چون هوا [١٢] لطيف [١٣] گردد آتش شود و همچنين چون [١٤] آتش كثيف گردد هوا شود و [١٥] چون هوا كثيف گردد آب شود و چون آب [١٦] كثيف گردد زمين شود [١٧] پس آب بزير اين اوانى كه ياد [١٨] كرده آمد بدين سبب
[١] - ت: آب. (بجاى ايشان).
[٢] - ت: مكبوبند. س: مكثرند. رش بصفحه (٥١) حاشيه (٦) .
[٣] - ت و س: نه.
[٤] - س: اجزاءاند.
[٥] - س: كه ازو.
[٦] - چنين است در نسخه س. م و ت: ج.
[٧] - س: همواره.
[٨] - چنين است در نسخه ت و س. م: شود.
[٩] - س: بجزء.
[١٠] - ت: و آب شود.
[١١] - ت: و آب شود.
[١٢] - س: و هوا چون.
[١٣] - از اين كلمه تا «و چون آب» از نسخه م اصلا سقط شده است.
[١٤] - س اين كلمه را ندارد.
[١٥] - س اين حرف را ندارد.
[١٦] - س: و آب چون.
[١٧] - س افزوده است: يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ درين صورت نيك معلوم كنى.
[١٨] - س: ذكر.