قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٥٢ - فصل سوم اندر مسائل معدنى
سبب خراطان و اصحاب صناعت كه بآتش كار كنند [١] بدل او نيل بكار برند.
٧- چراست كه [٢] زر بسيماب [٣] گداخته و سرشته [٤] گردد.
٨- چراست كه بلور كرى [٥] باشد و آن را واسطه كنى ميان خورشيد [٦] و ميان جسمى كه احراق پذيرد [٧] بر بعدى مفروض آن چيز بسوزد و چون [٨] مسطح بود نسوزد.
٩- چراست كه رنگ ارزيز كبود پامست [٩] و رنگ آهن چون [١٠] رنگ ارزيزست اما اندر و سياهى بيش است و رنگ مس سرخست.
١٠- چراست كه زر را هر چند [١١] بيش گدازى نرمتر شود و هر بارى [١٢] ديرتر گدازد [١٣] و گويند چون [١٤] هفتاد بار بگدازى چون موم [١٥] شود.
[١] - ت: كند.
[٢] - س اين كلمه را ندارد.
[٣] - س: سيماب.
[٤] - در دو نسخه م و ت: سرسته.
[٥] - س: چون كرى شكل.
[٦] - م: خرشيد.
[٧] - س افزوده است: چون كرباس و تبجه و غير آن.
[٨] - س: و اگر بلور (بجاى و چون).
[٩] - م: با مست، و ظاهرا بام رسم الخط قديم است براى پام. س: فامست.
[١٠] - ت: چو.
[١١] - س: هر چند كه.
[١٢] - س: هر بار.
[١٣] - س: دير گدازتر باشد.
[١٤] - ت: اگر (بجاى چون).
[١٥] - س اين كلمه را ندارد.