قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١١ - باب دوم
آمد تا روح حيوانى بطبع سوى دماغ همىرود [١] و روح نفسانى همىگردد [٢] و نيز چون مردم از جهت طباع [٣] لطيف مزاجتر آمد و بر [٤] ديگر حيوانات غلظ [٥] و ارضيّت غالبترست تشعّب و تفرّع اندر نما و نشو [٦] آن را بود كه مادّت و مزاج او لطيفتر باشد و انتكاس و انقباض آن را كه مادّت او [٧] غليظتر [٨] بود و ارضيّت برو غالبتر پس بدين سبب مردم منتصب قامت بايست كه بود [٩] و ديگر حيوانات منتكس.
باب دوم
[١٠]- چراست كه چشم و دهان را انطباقست و گوش و بينى را نيست.
جواب- از بهر آنك [١١] چون طبيعت را عنايت صادقست بحفظ حيوانات [١٢] از اذيت و چيزى كه او [١٣] را عدو باشد و هيچ حيوانى نيست كه
[١] - س: ميرود.
[٢] - س: ميگردد.
[٣] - س: جمله طبايع.
[٤] - س اين كلمه را ندارد.
[٥] - م: غليظ.
[٦] - س: نشو و نما. نشو بمعنى نموّ مبدّل نشأ باشد.
[٧] - ت اين كلمه را ندارد.
[٨] - م: غليظ.
[٩] - م: قامت آمد. س در پايان غالب ابواب آيتى از قرآن يا حديث يا خبرى افزوده است كه بنا بر رعايت متن اصلى از آوردن آنها خوددارى شد.
[١٠] - چنين است در نسخه س. م و ت: ب.
[١١] - ت: از بهر آن را كه.
[١٢] - م: بحفظ عنايت. س: بحفظ از اذيت.
[١٣] - چنين است در جميع نسخهها ضمير او براى حيوانات بر فرض صحت متن قابل ملاحظه است.