قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٤٩ - حواشى و توضيحات
نباتى تحقيقات و مطالعاتى كرده است.
ص ٣٦ س ٦- «سفال»، «... پوست گردكان و پسته و بادام و فندق و پوست انار خشك شده و امثال آن را گويند» (برهان قاطع).
ص ٣٦ س ٧- ص ٣٧ س ١- ٢ (و نيز ص ٣٩ س ٣ ببعد)- در باب عدد برگهاى گلها و وجود قاعده و نظامى مربوط باين امر در عالم نباتات و رأى ابو ريحان بيرونى، رش: جرج سارتن، مقدمه بر تاريخ علوم (متن انگليسى) ج ١ ص ٦٩٨.
ص ٣٧ س ٥ (و نيز ص ٤٢ س ٢- ٣)- موضوع اين باب با موضوع بابهاى ديگر اين فصل كه در مسائل نباتى است چندان ارتباط ندارد.
ص ٣٧ س ٦ (و نيز ص ٤٣ س ٢- ٣)- «گل موجّه و گل مورّد» معنى موجّه و مورّد را مؤلف خود در اين باب تقريبا توضيح كرده. موجّه سرخى است كه بزردى و سفيدى گرايد يعنى دورخه و سرخى مورّد سرخى گلرنگ و گلگون باشد: «ثوب مورّد كمعظّم، جامه گلرنگ و هودون المضرّج» (منتهى الارب). «ضرّج الثّوب، رنگ سرخ كرد جامه را و آن ما بين مشبع و مورّد است» (منتهى الأرب).
ص ٣٧ س ٧ (و نيز رش: ص ٣٨ س ٦ و ٧ و ص ٣٩ س ١ و ص ٤٤ س ٨)- «بزر»، با «زاء» براى تخم سبزيها و بقولات است و «بذر» با «ذال» براى گندم و جو (شرح مجانى الادب جزء رابع ص ٥٨٢)، ولى نويسندگان نسخههاى م و ت (و شايد اصلا مؤلّف كتاب) رعايت اين قاعده را نكردهاند و «بزر» را براى معنى عامّ تخم بكار بردهاند.