قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٨٧ - باب سوم
طنين او [١] آواز آيد چون [٢] دست بر طرف او گيرى [٣] طنين [٤] منقطع شود و ارزيز [٥] و سرب بخلاف [٦] اينست. [٧] جواب [٨]- سخن اندر صوت و انواع و اسباب او بسيارست و دشوار و چون باشباع گفته آيد [٩] دراز گردد و از [١٠] حدّ اين كتاب بيرون شود پس اقتصار [١١] بايد كرد بر آنك سؤال از آنست صوت چنين گفتهاند كه قرع هواست و بنزديك [١٢] من آنست كه سبب صوت قرع [١٣] جسميست جسمى را تا آن جسم متحرك گردد اندر ذات خويش و مادام هر چند [١٤] متحرك باشد آن [١٥] صوت ازو حادث [١٦] همىآيد [١٧] و [١٨] چون ساكن گردد صوت
[١] - س اين كلمه را ندارد.
[٢] - س: و چون.
[٣] - س: نهى.
[٤] - م و ت اين كلمه را ندارند.
[٥] - م جزء «وارزيز» را ندارد.
[٦] - ت: برخلاف.
[٧] - ت: باشد (بجاى اينست) س: اين باشد.
[٨] - چنين است در نسخه س. م: ج. ت اين كلمه را ندارد.
[٩] - س: گفتهاند.
[١٠] - م: وز.
[١١] - م و س: اختصار.
[١٢] - ت و س: نزديك.
[١٣] - ت اين كلمه را ندارد.
[١٤] - س افزوده: كه.
[١٥] - س اين كلمه را ندارد.
[١٦] - س: حاصل.
[١٧] - ت: مى.
[١٨] - م اين حرف را ندارد.