قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٢١ - باب هشتم
و خلقت و يا يكى [١] لطيف باشد و ديگر غليظ [٢] چون ايشان را اتصال باشد بيك ديگر بىوسايط نپيوندد [٣] چون اين [٤] استخوان صلب است [٥] و بپوست متصل است چون نى از [٦] جنس اوست [٧] لابد بىوسايط نباشد و از آنست [٨] كه طرف او مشاشى آمد كه اندرولينست [٩] و از صلابت عظم كمترست [١٠] پس [١١] برطرف مشاشى غضروفى از آنست [١٢] كه [١٣] قريب نسبت [١٤] است هم باستخوان و هم بپوست [١٥] تا چنان [١٦] دانسته آيد كه مركبست
[١] - ت: و يكى.
[٢] - س: كثيف و.
[٣] - ت: بوسايط پيوندند. س: بىوسايط نبود و.
[٤] - ت اين كلمه را ندارد.
[٥] - ت: صلب است و بپوست متصل است گرنه از. م: صلب است و متصل است چون نى از. س: صلبست بپوست متصلست و نه از.
[٦] - ت: صلب است و بپوست متصل است گرنه از. م: صلب است و متصل است چون نى از. س: صلبست بپوست متصلست و نه از.
[٧] - ت: اويست.
[٨] - س: نبود و از آنست. م و ت: نباشد و آن آنست.
[٩] - م: اندروانيست. ت: اندرولنيست. س: اندرولنيست. تصحيح متن قياسى است.
[١٠] - ت: عظمى كه ترسد.
[١١] - م و ت و س: بس.
[١٢] - چنين است در نسخه س. م و ت: غضروف آنست.
[١٣] - ت اين كلمه را ندارد.
[١٤] - ت: قربه نسبه. م: قريب لشت. س: قريبست. تصحيح متن قياسى است.
[١٥] - ت: بپوست. م: بپوسيست.
[١٦] - م: باحنان س: باجنان.