ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢٢ - سوم- فرمانبرى از رسول، همان فرمانبرى از خداست
براى آنها سلطانى بگمارد مثالى مىآورد و آنها را از انجام سركشى خود، بر حذر مىدارد.
خداوند مىفرمايد:
أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَاءِ مِن بَنَي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ [١].
«آيا مشاهده نكردى جمعى از بنىاسرائيل را بعداز موسى، كه به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهى) براى ما انتخاب كن، تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. (پيامبر آنها) گفت: شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچى كنيد) و در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد! گفتند:
چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالى كه از خانهها و فرزندانمان رانده شدهايم (و شهرهاى ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شدهاند؟) امّا هنگامى كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عده كمى از آنان، همه سرپيچى كردند. و خداوند از ستمكاران آگاه است.»
پ- همان قدر كه اطاعت از رهبرىِ الهى هنگام جنگ، بسيار مهم و عظيم است، روى برتافتن از او نيز به همان اندازه زشت و قبيح است، چرا كه مردم نافرمان را بر لبه پرتگاه كفر قرار مىدهد. خداوند مىفرمايد:
... وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْايمَانِ... [٢].
«... به آنها گفته مىشد: بيائيد در راه خدا پيكار كنيد يا به دفاع بپردازيد مىگفتند اگر يقين داشتيم كه جنگى درمىگيرد با شما مىآمديم آنان به كفر نزديكترند تا به ايمان...»
ت- روى برگرداندن از فرمان رهبرى هنگام جنگ، زيانى آشكار است. خداوند مىفرمايد:
يَاقَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا
[١] - سوره بقره، آيه ٢٤٦.
[٢] - سوره آل عمران، آيه ١٦٧.