ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٠ - نشانههاى مؤمن
«مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند. به نيكى فرمان مىدهند و از منكر باز مىدارند، و نماز مىگزارند و زكات مىدهند و از خدا و پيامبرش فرمانبردارى مىكنند. خدا اينان را رحمت خواهد كرد، خدا پيروزند و حكيم است.»
٦- برخى ديگر از صفات اجتماعى مؤمنان عبارتاند از: صبر، و زدودن بدى با خوبى، انفاق و روى بر تافتن از بيهودگى و پاسخ جاهلان را با سلام دادن. خداوند متعال مىفرمايد:
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ* وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ* أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ* وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ [١].
«كسانى كه پيش از اين كتاب كتابشان داده بوديم بدان ايمان آورند* و چون بر آنان تلاوت شد گفتند:
بدان ايمان آورديم، حقّى است از جانب پروردگار ما و ما پيش از آن تسليم بودهايم* اينان به سبب صبرى كه كردهاند دوبار پاداش داده شوند، اينان بدى را به نيكى مىزدايند و نيز از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند* و چون سخن لغوى بشنوند، از آن اعراض كنند و گويند: كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شما، به سلامت بمانيد. ما خواستار جاهلان نيستيم.»
٧- از ديگر صفات اجتماعى و سياسى آنها اتّخاذ تصميمات شجاعانه مىباشد.
آنها بر خدايشان توكّل مىكنند و رنگ زندگى آنها پاك از پليديهاست و از زشتكاريهاى آشكار و نهان كناره مىگيرند وخودرا به فضايل مىآرايند وهرگاه خشمگين شوند درمىگذرند. آنها به خواست خداى خود پاسخ مىدهند و از پيامبر فرمان مىبرند ونماز اقامه مىكنند و امور خود را براساس شورى انجام مىدهند اين رنگ تصميمات ايشان در امور معيشتى آنهاست.
آنها از آنچه خدا بديشان روزى كرده انفاق مىكنند. آنها خدا را عزيز مىدانند و زندگى پست را براى خود برنمىگزينند و هرگاه ستمى برايشان رسيد قيام مىكنند ودر برابر ظلم پايدارى مىكنند. خداوند متعال مىفرمايد:
فَمَا أُوتِيتُم مِن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى
[١] - سوره قصص، آيات ٥٢- ٥٥.