ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٦ - بخش دوم- حق، محور ايمان
نازل آمده و نيز آنچه به موسى و عيسى فرستاده شده و آنچه بر پيامبران ديگر از جانب پروردگارشان آمده است، ايمان آوردهايم. ميان هيچيك از پيامبران فرقى نمىنهيم و همه در برابر خدا تسليم هستيم.»
٧- قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَبِّهِمْ لَانُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ [١].
«بگو: به خدا و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و نيز آنچه بر موسى و عيسى و پيامبران ديگر از جانب پروردگارشان نازل شده است، ايمان آوردهايم. ميان هيچيك از ايشان فرقى نمىنهيم و همه تسليم اراده او هستيم.»
٨- كافر، كاملًا برعكس مؤمن است و ميان حقايق تفاوت مىنهد و به آن چيزى ايمان مىآورَد كه مطابق هواى نفس اوست و به جز آن كفر مىورزد. پس ملاك او هوى و هوس است نه حق. بنابراين او هواى خود را مىپرستد نه خداوند سبحان را. خداوند مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا [٢].
«كسانى هستند كه به خدا و پيامبرانش كافر مىشوند و مىخواهند ميان خدا و پيامبرش جدايى افكنند و مىگويند كه بعضى را مىپذيريم و بعضى را نمىپذيريم و مىخواهند دراين ميانه راهى برگزينند.»
٩- كيفر اين جماعت خوارى در دنيا و عذاب شديد در آخرت است، و از همين رو ايمان آنها به بخشى از قرآن، شفاعت كننده آنها نخواهد بود، زيرا كفر آنها به پارهاى از قرآن دليل عدم تسليم آنها در برابر حق و پيروى از هوى و هوسهاشان است و گرنه معيارى كه با آن اين بخش را مىپذيرند و آن بخش را رد مىكنند كدام
[١] - سوره آل عمران، آيه ٨٤.
[٢] - سوره نساء، آيه ١٥٠.