ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٨ - چهارم- فرمانبرى و تقوى
سه- آنچه از بندگى باقى مىماند فرمانبرى و اطاعت خالصانه است، در حالى كه همه اعمال، همه رفتارها و كردارها از ميان مىروند (مگرنه اين است كه فرمانبرى، هدف و جوهره زندگى است؟)، همچنين از صفوان جمّال روايت شده است كه حضرت صادق عليه السلام در تفسير اين سخن پروردگار: كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فرمود: «هر كس به سوى خدا بيايد و دستور او در اطاعت از محمّد و امامان پس از او را گردن نهد، همان صورتى است كه از ميان نمىرود. و آنگاه حضرت عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود: مَن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ» [١].
چهار- اين اطاعت و فرمانبرى بسيار سخت است و آدمى بايد بر آن شكيب ورزد. از همين روست كه توصيههاى پيامبران و امامان عليهم السلام بدان همچنان پياپى مىآيند، از آن جمله توصيه امام موسى بن جعفر عليه السلام به هشام است آنگاه كه مىفرمايد:
«اى هشام! در فرمانبرى از خدا شكيب ورز و در معصيت خدا نيز صبر پيشه كن كه دنيا ساعتى بيش نيست و آنچه از آن بگذرد نه سرورى درپى خواهد داشت نه حزنى و از آنچه از آن نيامده آگاهى ندارى، پس بر اين ساعتى كه در آن سر مىكنى صبر كن كه موجب غبطه تو نگردد. [٢]»
پنج- نمونه برجسته فرمانبرى و اطاعت خالصانه را، كه صاحب آن به مقابله با آزمنديهاى پادشاهى و قدرت برخاست، در داستان وائل بن حجر آمده است، زيرا او به دعوت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پاسخ داد و در حديثى به نقل از خود او آمده است كه: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حالى در ميان ما ظهور كرد كه من از پادشاهى عظيمى برخوردار بودم، و از سوى قومم فرمان برده مىشدم، ولى من اينها همه را كنار زدم و خدا و پيامبر را مقدّم شمردم، و به خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيدم، پس اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله به من خبر دادند كه سه روز پيش، پيامبر مژده آمدن مرا داده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده بودند: اين وائل بن حجر است كه از سرزمينى دور، از حضرموت مىآيد و به اسلام، رغبت دارد. عرض كردم: يا رسول اللَّه! ظهور شما در حالى در
[١] - بحارالانوار، ج ٤، ص ٥، روايت ١١.
[٢] - بحارالانوار، ج ١، ص ١٥٢.