ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٥١ - پنجم- دعا، شعار پيامبران است
«و آن زن كه يوسف در خانهاش بود درپى كامجويى از او مىبود. و درها را بست و گفت: بشتاب (يوسف) گفت: پناه مىبرم به خدا او پروراننده من است و مرا منزلتى نيكو داده و ستمكاران رستگار نمىشوند.»
ب- بار ديگر هنگامى كه فشار بر او شدّت گرفت يوسف چارهاى جز آن نيافت كه زندان را طلب كند شايد كه از فشارهاى چنين جامعه تباهى رهايى يابد. خداوند از زبان او مىگويد:
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَ وَأَكُن مِنَ الْجَاهِلِينَ [١].
«گفت: اى پروردگار من! براى من زندان دوست داشتنىتر است از آنچه مرا بدان مىخوانند و اگر، مكر اين زنان را زمن نگردانى به آنها ميل مىكنم و در شمار نادانان درمىآيم.»
پ- يوسف عليه السلام هنگامى كه بر اريكه سلطنت نشست، از حكم بدور از عدالت بار ديگر به خدا پناه بُرد. در حقيقت، عدالت و دادگرى از مهمترين و دشوارترين وظايف يك حاكم است، چنان كه خداوند مىفرمايد:
قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذاً لَظَالِمُونَ [٢].
«گفت: معاذ اللَّه كه جز آن كس را كه كالاى خويش نزد او يافتهايم بگيريم اگر چنين كنيم از ستمكارانيم.»
ت- پس از آن كه امور او ثابت و پابرجا گشت و خداوند هر آنچه را كه او بدان تمايل داشت تحقّق بخشيد يوسف از خداى خود خواست كه حُسن عاقبت، نصيبش كند. اين واپسين دعاى انسانهاى صالح است. خداوند از زبان او مىفرمايد:
رَبِّ قَدْ آتَيْتَني مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الْأَحَاديثِ فَاطِرَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ [٣].
[١] - سوره يوسف، آيه ٣٣.
[٢] - سوره يوسف، آيه ٧٩.
[٣] - سوره يوسف، آيه ١٠١.