ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩ - دليل ضعف ايمان
خود محورى
، دليل ضعف ايمان:
١- از آنجا كه ايمان بمعنى ناديده گرفتن خويشتن است، پس هركس ايمانش سست شود، نفس خويش را مهم خواهد شمرد، پندارها و گمانهها اورا بفريبند و به جاى پرداختن به هدفهاى معنوى به اهداف مادى گرفتار شود. خداوند متعال مىفرمايد:
... وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَنَا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَيءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ للَّهِ... [١].
«... امّا گروهى ديگر كه چون مردم عصر جاهلى به خدا گمانى باطل داشتند هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مىگفتند: آيا هرگز كار به دست ما خواهد افتاد؟ بگو: همه كارها بدست خداست...»
بدين ترتيب مىبينيم كه اين جماعت خويشتن خود را از دينشان بيشتر دوست مىدارند و لذا شكست مىخورند و ناكام مىمانند.
٢- اين گروهبسبب خودخواهى وخود محوريشاندوست دارند، از سوى ديگران ستايش شوند كه اين خود دليل ضعف ايمان آنهاست. خداوند متعال مىفرمايد:
لَاتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ [٢].
«آنان را كه از كارهايى كه كردهاند شادمان شدهاند و دوست دارند به سبب كارهاى ناكرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند، مپندار كه در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند. بر ايشان عذابى دردآور مهيّاست.»
٣- اين ويژگيها مخالف حقيقت ايمان است. چه، ايمان در واقع خروج از قيد و بندهاى خودمحورى مىباشد و از همين روست كه اين صفات را نزد كسى مىبينيم
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٥٤.
[٢] - سوره آل عمران، آيه ١٨٨.