ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٣ - هفت- حق، پيام پيامبران
٢٧- امّا دليل اينكه كافران به هرج و مرج فكرى و عملى گرفتار آمدند اين بود كه حق را تكذيب كردند. خداوند مىفرمايد:
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ [١].
«آرى، ايشان سخن راستى را كه بر آنها آمده بود دروغ شمردند. پس در كارى شوريده افتادند.»
٢٨- حتّى پس از رسيدن به درجه ايمان، پايه اوج گرفتن به درجه خشوع همان ياد خدا و چنگ زدن به حقى است كه از سوى خداوند سبحان نازل شده است. خداوند مىفرمايد:
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ... [٢].
آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دلهايشان در برابر ياد خدا و آن سخن حق كه نازل شده است، خاشع شود...»
٢٩- معيار موضعگيرى در برابر مردم، همان ميزان تكذيب يا تصديق آنهاست به حق، پس حق همان معيار ايستار درست و هنجارمند است. خداوند مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوْا بِمَا جَاءَكُم مِنَ الْحَقِّ... [٣].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، دشمن من و دشمن خود را به دوستى اختيار نكنيد. شما با آنها طرح دوستى مىافكنيد و حال آنكه ايشان به سخن حقى كه بر شما آمده است ايمان ندارند...»
٣٠- امّا قوم يهود به خشم خدايى گرفتار آمدند، زيرا كه از هوى و هوسهاى خود پيروى كردند و هواى خود، (نه حق) را محور ايمانشان قرار دادند. خداوند مىفرمايد:
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمَا مَعَهُمْ... [٤].
[١] - سوره ق، آيه ٥.
[٢] - سوره حديد، آيه ١٦.
[٣] - سوره ممتحنه، آيه ١.
[٤] - سوره بقره، آيه ٩١.