ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٨ - نوزدهم- اسلام، نيكوترين پايان
الهى در كار نباشد چه حقيقتى از عبادت باقى مىماند؟ خداوند مىفرمايد:
وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [١].
«و نيز ابراهيم را به پيامبرى فرستاديم آنگاه كه به مردمش گفت: خداى يكتا را بپرستيد و از او بترسيد.
اين برايتان بهتر است اگر مردمى دانا باشيد.»
٥- بدين ترتيب تقوى همان نتيجه مستقيم عبادت است. خداوند مىفرمايد:
يَاأَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ [٢].
«اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيانتان را بيافريده است بپرستيد. باشد كه پرهيزكار و با تقوى شويد.»
پس كسى كه خداى خود را پرستش مىكند در واقع به وسيله عبادت، خويش را از آتش جهنّم و خشم الهى حفظ مىكند.
٦- ايمان مسلمان به شهادت و نظارت خدا بر هر چيزى او را وامىدارد كه تقوى در پيش گيرد. خداوند مىفرمايد:
... وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً [٣].
«... و تقواى الهى را پيشه كنيد كه خداوند نسبت به هر چيزى شاهد و آگاه است.»
مگر نه اين است كه عبادت، همان تسليم است؟ مگر نه اين است تسليم همان عاملى است كه حقايق آن در جان و در رفتار آدمى آشكار مىگردد؟
٧- چرا آدمى نبايد تقواى خداى خويش را در پيش گيرد؟ مگر خدا ولى و شفيع او نيست و البتّه هيچكس جز خداوند سبحان به هنگام نياز يا رويارويى با خطر نمىتواند به آدمى سود رساند:
أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [٤].
[١] - سوره عنكبوت، آيه ١٦.
[٢] - سوره بقره، آيه ٢١.
[٣] - سوره احزاب، آيه ٥٥.
[٤] - سوره انعام، آيه ٥١.