ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٧ - هفت- حق، پيام پيامبران
«گفتند: براى ما سخن حقى آوردهاى، يا ما را به بازى گرفتهاى؟»
بدين ترتيب حق با بازى تناسب ندارد، زيرا مقولهاى جدّى است كه هيچ گونه لهوى بدان راه پيدا نمىكند.
٤١- حق به طور كلّى با جنون منافات دارد، ليكن كافرانى كه تحمّل جدّى بودن و مبارزهطلبى با پيامبران را ندارند معمولًا ايشان را به جنون متّهم مىكنند. خداوند مىفرمايد:
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ... [١].
«يا مىگويند كه ديوانه است؟ نه، پيامبرشان با دين حق بر آنها مبعوث شد...»
٤٢- نشانههاى حق، همه آفاق و جانها را آكنده است. پس همه سنّتهاى حاكم در هستى و فطرت با منطق در ژرفاى وجود ما، به حقانيّت قرآن گواهى مىدهند. زيرا آن منعكس كننده اين سنّتها و فطرت به گونهاى كاملًا آشكار است. خداوند مىفرمايد:
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ... [٢].
«زودا كه آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حق است...»
٤٣- رسالت حق را رسولى از نزد خدا بر دوش مىكشد كه حق را آشكار را بيان مىكند تا ديگر جايى براى توجيه و ترديد باقى نماند. خداوند مىفرمايد:
بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِينٌ [٣].
«و من اينان و پدرانشان را از زندگى بهرهمند كردم تا آنگاه كه حق و پيامبرى روشنگر به سويشان آمد.»
٤٤- اگر آدمى به خدا و آياتى كه به حق بر او تلاوت مىشود ايمان نياورد ديگر هيچ چيز سزاوار ايمان نيست. خداوند مىفرمايد:
[١] - سوره مؤمنون، آيه ٧٠.
[٢] - سوره فصّلت، آيه ٥٣.
[٣] - سوره زخرف، آيه ٢٩.