ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨٩ - سوم- توكّل پناهگاه مؤمنان
«مؤمنان كسانى هستند كه چون نام خدا برده شود خوف بر دلهايشان چيره گردد و چون آيات خدا بر آنان خوانده شود ايمانشان افزون گردد و بر پروردگارشان توكّل مىكنند.»
آيا مىبينيد كه چگونه ارزش ايمان با تجلّيات و گسترههاى آن پيوند مىيابد، تجلّيات و گسترههايى كه از هراس برمىخيزند و هنگام ذكر الهى قلب را در برمىگيرند، و به هنگام فزونىِ ايمان است كه آيات خداوندى مورد پذيرش دل قرار مىگيرند و آدمى بر خدا توكّل مىكند.
از اين رو، پيامبران عليهم السلام در اوج ايمان قرار دارند و با برخوردارى از روحيّه توكّل با مردم كافر به ستيز برمىخيزند.
از ابن شهرآشوب روايت شده است كه: نمرود دستور داد هيزم فراوانى در اطراف شهر كوفه در اطراف رود (كوثا)، واقع در قريه (قطنانا) گرد آورده شود، و او آتشى برافروخت كه هيچكس نمىتوانست ابراهيم را در آن بيندازد (زيرا شعله اين آتش آن قدر زياد بود كه هيچكس نمىتوانست بدان نزديك شود) پس ابليس براى آنها منجنيقى درست كرد و آنها با منجنيق، ابراهيم عليه السلام را در آن آتش افكندند، ولى جبرئيل در ميان آسمان و زمين با ابراهيم عليه السلام ملاقات كرد و به او گفت: آيا نيازى دارى؟ ابراهيم عليه السلام فرمود: به تو نيازى ندارم خداى من مرا بس و نيكو وكيلى است، پس ميكائيل به ديدار او آمد و عرض كرد: آيا مىخواهى آتش را خاموش كنم؟ زيرا گنجينههاى بارانها و آبهاى جهان در دست من است.
ابراهيم عليه السلام فرمود: نه نمىخواهم. پس از او، سلطان باد نزد او آمد و عرض كرد: اگر مىخواهى آتش را به پرواز در آورم؟ او فرمود: نه نمىخواهم. جبرئيل عرض كرد: پس از خدا بخواه. ابراهيم عليه السلام فرمود: خداوند به خواستن من نيازى ندارد، چون به حال من آگاه است. [١]
ت- شايد توكّل آنها بر خداوند متعال، بالاترين دليل و بزرگترين برهان بر صدق رسالت ايشان باشد، و گرنه كدام انسان حكيم و عاقلى به تنهايى به مبارزه با تمام طبقات يك جامعه فاسد برمىخيزد بدون اينكه از وسايل مادى مبارزه برخوردار
[١] - بحارالانوار، ج ٦٨، ص ١٥٥، روايت ٧٠.