ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩٢ - چهارم- توكّل، تجلّى كننده اسماء خداوندى
خود او پيوسته دستخوش ترديد و دودلى است و طعم شكست را مىچشد و پيوسته عقبنشينى مىكند، در حالى كه مؤمن بر توكّلش افزوده مىشود و پيوسته درخشش و صفاى بيشترى مىيابد.
دو- آيا خداوند همان كسى نيست كه قرآن را فروفرستاد و حفظ آن را ضمانت فرمود؟ آيا خداوند بندگان، پيامبران و صالحان خود را پشتيبانى نمىكند؟ پس ما هنگام رويارويى با سختيها بر خداوند توكّل مىكنيم. خداوند مىفرمايد:
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ [١].
«ياور من اللَّه است كه اين كتاب را نازل كرده و او دوست شايستگان است.»
سه- دعا رحمت خدا را فرو مىريزد و قضاى الهى را دفع مىكند و انسان را چنان مىگرداند كه گويى شب و روز را در دست خود دارد و از همين جاست كه مؤمن به خدايى توكّل مىكند كه او را نيز مىخواند و دعا مىكند.
الف- خداوند متعال در توصيف برخى مؤمنان در لحظات رويارويى با دشوارى مىفرمايد:
فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لَاتَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ [٢].
«گفتند: بر تو توكّل كرديم اى پروردگار ما، ما را مغلوب اين مردم ستمكار مكن.»
از اين آيه الهام مىگيريم كه دعا اوج حالت توكّل است و بايد آن را مغز توكّل دانست و اين همان نيروى حقيقىاى است كه ايمانِ انسان به خدا، براى او به ارمغان مىآورد.
ب- خداوند متعال در ماجراى حضرت شعيب عليه السلام و كسانى كه با او ايمان آوردند بيان مىفرمايد و براى ما روشن مىكند كه چگونه هنگام رويارويى با كافران، به خدا توكّل جستند و اين پس از زمانى بود كه آنها ايشان را به اخراج از شهر تهديد مىكردند. آنها گفتند:
قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَنْ
[١] - سوره اعراف، آيه ١٩٦.
[٢] - سوره يونس، آيه ٨٥.