ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨٢ - اوّل- حقيقت واژه توكّل
وَيَقُولُونَ طَاعةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا [١].
«مىگويند فرمانبرداريم و چون از نزد تو بيرون شوند گروهى از ايشان به شب، خلاف آنچه تو مىگويى انديشهاى در دل مىپرورند و خدا آنچه را در شب در خاطر گرفتهاند مىنويسد، پس از ايشان اعراض كن و بر خدا توكّل كن كه او كارسازى را كافى است.»
سخن از توكّل بر خدا در اينجا پس از دستور دادن به رويگردانى از منافقان و توطئههاى شبانه آنها، آمده است.
ب- خداوند مىفرمايد:
وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ [٢].
«و اگر خواستند كه تو را بفريبند، خدا براى تو كافى است. اوست كه تو را به يارى خويش و يارى مؤمنان تأييد كرده است.»
و در احاديث شريف نيز تفسير توكّل به خدا بدين معنى آمده است:
١- «در شگفتم از كسى كه مىترسد، ولى به اين گفته خداوند پناه نمىبرد: «حسبنا اللَّه ونعم الوكيل» [٣].
٢- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده است كه از جبرئيل پرسيد: «توكّل بر خداوند عزّ وجلّ چيست؟ او عرض كرد: آگاهى از اين كه مخلوق نه مىتواند زيانى برساند نه مىتواند سودى بدهد و نه مىتواند به كارى وادارد و نه مىتواند از كارى بازدارد و نوميدى از خلق خدا كه اگر بنده اين چنين باشد ديگر براى احَدى جز خدا نخواهد كوشيد و از جز خدا نه اميدى خواهد برد و نه خواهد هراسيد و طمعى از جز خدا به دل راه نمىدهد و اين همان توكّل است. [٤]»
٣- از امام حسين عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
[١] - سوره نساء، آيه ٨١.
[٢] - سوره انفال، آيه ٦٢.
[٣] - بحارالانوار، ج ٦٨، ص ١٠٨.
[٤] - بحارالانوار، ج ٦٨، ص ١٣٨.