ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩ - درآمد
او نهيم و اينك كه او از بيدادگر غافل نيست، پس حكيمانه خواهد بود كه از خشمش دورى گزينيم.
بدين ترتيب حكمت، جنبه رفتارى سنّتهاى الهى يا به تعبيرى رساتر درك سنّتهاى الهى در زندگى عملى است.
همچنين احكام شريعت چيزى نيست، مگر حدود حكمت رسايى كه خداوند در قرآن بدان فرمان داده است.
بدين ترتيب نخستين مرحله علم «شناخت» خداست و هرچه «شناخت» خدا فزونى گيرد تفقّه و علم آدمى افزايش مىيابد، پس فقه ميراث شناخت اسماء الهى و سنن و حكمتهاى اوست.
پس پيوند با خداوند سبحان مدخل ورود به ديگر ارزشهاى والا و اهداف رفيع احكام شرعى است.
از همين رو جلد چهارم مجموعه «مبانى تشريع اسلامى» اين زمينه مهم را بررسى مىكند كه بنياد ديگر زمينهها تلقّى مىشود و آغازگر ديگر حكمتها به شمار مىآيد. آيا ما اين سخن حضرت سجّاد را نخواندهايم كه فرموده است «رَأْسُ الْحِكْمَةِ مَخَافَةُ اللَّهِ» «اصل حكمت، ترس از خداست.»
پس، از آنجا كه باب عبادات آغازگر ابواب فقهى است، پيوند ميان بنده و خداوند بزرگ همان روح عبادات خواهد بود. نماز، هدف روزه، حجّ، بزرگترين حكمتهاى زكات و جهاد، امر به معروف و نهى از منكر و تولّى و تبرّى اين روح را مىسازند.
با نظرى به فصول اين جلد، كافى است بدانيم كه آن، هموار كننده راه ديگر جلدها و در نتيجه بسان مدخلى براى دست يافتن به شناخت حكمت احكام و روح شريعت خواهد بود.
پس بحث پيرامون حقايق ايمان به خدا، ابعاد تقواى الهى، افقهاى حق ومحور بودن آن براى ايمان، مفاهيم فرمانبرى از خدا و پرستش او، ذكر خدا، نماز، دعا، سجود، قنوت، راههاى يارى جستن از درگاه خدا (اعمّ از توسّل به خدا، توكّل و پناه بردن به او و طلب رضوان الهى)، افقهاى نزديكى به او (مثل: ذكر، شكر، طلب آمرزش، توبه به درگاه او) و در نتيجه لقاء اللَّه ...
بحث و كاوش پيرامون اين افقها، آغاز پژوهش پيرامون ديگر ارزشهاى الهى همانند