ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٢٦ - دوم- خاضعانه براى خدا به پاخيزيد
وَلَهُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ [١].
«از آن اوست هرچه در آسمانها و زمين است و همه در برابر او خاضعاند.»
دوم- خاضعانه براى خدا به پاخيزيد:
الف- چنانكه طبيعت، خاضع است بنىآدم نيز بايد به هنگام نماز در برابر خدا خاضع و مطيع باشد، چنانكه خداوند مىفرمايد:
حافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا للَّهِ قَانِتِينَ [٢].
«در انجام همه نمازها و (بخصوص) نماز وسطى (نماز ظهر) كوشا باشيد، و از روى خضوع و اطاعت، براى خدا به پا خيزيد.»
از نمادهاى تسليم در برابر خدا پاسدارى از نمازها و برپا كردن آنها به هنگام اوقات مشخّص و در همه حالات، حتّى در ميانه ظهر يا هنگام شدّت گرفتن جنگ مىباشد.
خضوع در برابر خدا، حركتى درون گرا و انزوا طلبانه نيست، بلكه انسان را به قيام و پرداختن به امور زندگى فرامىخواند و از همين جاست كه در آيه فوق امر به قيام و به پاخاستن آمده است.
ب- پس خضوع، حالتى روانى است از تسليم مطلق در برابر خداوند سبحان. آنجا كه خداوند درباره ابراهيم عليه السلام مىفرمايد:
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتاً للَّهِ حَنِيفاً وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ [٣].
«ابراهيم بزرگوار مردى بود به فرمان خدا برپاى ايستاد و صاحب دين حنيف بود و از مشركان نبود.»
پ- به نظر مىرسد كه قنوت و خضوع از درجات والاى تسليم است هم چنانكه دوام و استمرار نيز در مفهوم خضوع در نظر گرفته شده است. از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه درباره اين فرموده الهى: وَقُومُوا للَّهِ قَانِتِينَ فرمود: «يعنى فرمانبران
[١] - سوره روم، آيه ٢٦.
[٢] - سوره بقره، آيه ٢٣٨.
[٣] - سوره نحل، آيه ١٢٠.