ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤١ - حقايق ايمان و نشانههاى مؤمنين
پس هرگاه آدمى حكمت را در حقايق محسوس زمين يافت موعظهها را تشخيص مىدهد و آنها را در وجود خويش به اجرا در مىآورد و هرگاه سنّت پيشينيان را بدون پرده هوى و هوس بكاود تا بداند كه نجات يافتگان چگونه نجات يافتهاند، و هلاك شدگان چگونه به هلاكت رسيدهاند، در حقيقت از سلول زندان خويشتن به عرصه حقيقت ره يافته است.
امّا عدالت و جهاد از نزديكترين نشانههاى ايمان در روان به شمار مىآيند. چرا كه عدل بر ژرفانديشى علمى استوار است كه آدمى در پرتو آن مىتواند علل حقيقى قضايا، و شكوفه حكمت را كه آدمى با آن زيباترين احكام را استنباط مىكند شناسايى كند.
و امّا جهاد، همان اعتراض عليه كفر و ردّ آن و اعلان جنگ عليه هر منحرفى با زبان، دست و شمشير است.
بنابراين ايمان همان اراده آهنينى است كه خداوند توفيق آن را به بندهاى عطا مىكند تا صبر در پيش گرفته و يقين يافته و عدالت ورزد و جهاد كند و اگر آدمى نمىكوشيد، خداوند توفيق ايمان را بدو نمىداد و اين مفهوم حقيقى ايمان است.
نشانهها و حقايق و يا به ديگر سخن، تجلّيات ايمان در واقعيّت بيرونى چنان است كه خواهد آمد.
حقايق ايمان و نشانههاى مؤمنين:
١- ايمان، آهنگى است در دل مؤمنان و حقيقت آن هنگامى تجلّى مىيابد كه دلهاى ايشان پاسخگوى ذكر الهى باشد و آيات او بر ايمان ايشان بيافزايد و اراده آنها با توكّل به خدا تقويت شود و جوارحشان با نماز، خشوع يابد و با انفاق دستِ بخشنده يابند.
خداوند سبحان مىفرمايد:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ* أُوْلئِكَ هُمُ